آرام زندگی کن! ... | نویسنده:آوان

 

دانشجویی به استادش گفت:استاد!

 

اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم.

 

استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟

 

دانشجو پاسخ داد: نه استاد!

 

وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.

 

استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت:

 

تا وقتی به خدا پشت کرده باشی هرگز او را نخواهی دید.

 

 

 

 

بالاخره خواهی فهمید که :

 

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.

 

یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست.

 

قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست.

 

مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست.

 

و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.